|
خدایا من عاشق نیستم فقط دارم وانمود میکنم خدایا من عاشق تو هستم چون دیگه کسی رو ندارم خودم هستم با یه دل تنها خدایا کمکم کن تا توی کارهام و این وظایف سنگین زندگی کم نیارم و بتونم انجام بدم با تمام خوب و بدها خدایا شکر. + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 3:48 قبل از ظهر توسط عشق تنها |
از همه پرسیدن عشق چیست....؟؟؟؟ از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........بازی از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت....... کینه. ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت ......... پول وثروت. از پیری پرسیدن عشق چیست؟ گفت............ عمر ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .......از من خوشبوتر. از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر . از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر. ... ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟ ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم. + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 11:3 قبل از ظهر توسط عشق تنها |
آره خوب من ديونم ولي اينو مي دونم من ميخوام فقط با تو بمونم زندگي بي تو برام بي معنيه چجوري بگم يه جوارايي يعني يه قفسي كه توش اسيرم اگه تو نياي ميدوني ميميرم مي دوني دوستت دارم ديونه وار تو بيا تو بيا پيشم بمون همين يه بار آخه از تو كه چيزي كم نمي شه ميدوني زندگي بي غم نميشه من مي خوام با تو باشم رها بشم از اين قفس ميدوني سخت شده واسم ديگه كشيدنه نفس ولي تو دلت هواي ديگه داشت پيش اون يكي بار نواي ديگه داشت من گفتم شايد بميره اون يكي يار بد دوباره تو بياي بگي منو ميخواي حالا بميره يا كه بره فرغي نمي كمنه واسم هرچي ميشه بزار بشه آخه يه زماني يارم ميمرد واسم قبلنا بهم ميگفت خيلي دوستت دارم تورو حالا كه پيشش ميرم ميگه از پيشم برو بد بهش ميگم چي شد دوستيه ما اين بودش قل قرارمون تو كوچه ها اونجا شاهد بودن همه گلايه لاله ميدوني زندگي كردن بي تو برام محاله چرا يادت نمياد لب ساحل روي شونم بهم گفتي دوستت دارم گفتم ميدونم نمي دونم كي تموم ميشه گلايه هام ولي كاش ميشد يه روز برگرديو بگي منم تورو ميخوام + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 6:43 قبل از ظهر توسط عشق تنها
|
| ||||||